![]() |
![]() |
|
|
آنقدر حیران و سردرگم هستم که استخاره و تفال زدن هم مشکلی را حل نمی کند |
|
+ نوشته شده در
۱۴۰۱/۰۳/۰۳ساعت 11:3 AM توسط PJ |
|
|
کنون که میدمد از بوستان نسیمِ بهشت من و شرابِ فرح بخش و یارِ حورسرشت گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز؟ که خیمه سایهٔ ابر است و بزمگه لبِ کِشت چمن حکایتِ اردیبهشت میگوید نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بِهِشت به می عمارتِ دل کن که این جهانِ خراب بر آن سر است که از خاکِ ما بسازد خشت وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد چو شمع صومعه افروزی از چراغِ کنشت مَکُن به نامه سیاهی مَلامَتِ منِ مست که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت؟ قدم دریغ مدار از جنازهٔ حافظ که گر چه غرقِ گناه است میرود به بهشت |
|
+ نوشته شده در
۱۴۰۱/۰۳/۰۳ساعت 10:55 AM توسط PJ |
|
|
چند روزی نظاره گر جور جورم |
|
+ نوشته شده در
۱۴۰۱/۰۳/۰۳ساعت 10:49 AM توسط PJ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من تنها یک چیز میدانم و آن اینکه هیچ نمی دانم (سقراط)
|
|
RSS
|