کسانی که در گوشه ای بایستند و شکیبایی کنند در خدمت خدا هستند

ولی به شرط اینکه بیقرارانه شکیبای او باشند. 
کتاب درد جاودانگی

این چند روز اینقدر به هم ریخته بودم بخاطر به هم ریختن برنامه هایی که برای اصلاح داشتم و با رفتن سی شهر عمود خیمه از جا در رفت که نگو

بعضی دوستان بخاطر این حال شگفت زده شدند

مگر این داستان چقدر مهم است؟ 

یکی داره می ره خوب بره

خیلی ها  رفتن هیچ طوری نشده اینم روش

این یکی

رییسم نبود که وقتی بره خوشحال بشم

ولیم بود

آخه من ولی ندیده ام

ندید بدیدم

به قرآن ولی ندیده ام

بحث ولایت  است

چرا شلوغش می کنم 

ولایت چه ربطی داره

می گم

وقتی تو جلسات میشینی و هر تصمیمی گرفته میشه توش مارموز بازیه و فیلم و هزارحقه پشتشه

 آدم حالش به هم می خوره

یکی می خاد خود نمایی کنه

یکی  می خاد رییس بازی در بیاره

یکی می خاد تکه ای بکنه بکنه تو جیبش

 


 

یکی هست تو قلبم که
هر شب واسه اون می نویسم و اون خوابه
نمی خوام بدونه
واسه اونه که قلب من این همه بی تابه


یه کاغذ یه خودکار
دوباره شده همدم این دل دیوونه
یه نامه که خیسه
پر از اشکه و کسی بازم اونُ نمی خونه

یه روز همینجا توی اتاقم
یه دفعه گفت داره میره
چیزی نگفتم آخه نخواستم
دلشُ غصه بگیره

گریه می کردم درُ که می بست
می دونستم که می میرم
اون عزیزم بود نمی تونستم
جلوی راشُ بگیرم

می ترسم یه روزی
برسه که اونُ نبینم بمیرم تنها
خدایا کمک کن
نمی خوام بدونه دارم جون می کنم اینجا

سکوت اتاقُ
داره می شکنه تیک تاک ساعتِ  رو دیوار
دوباره نمی خواد
بشه باور من که دیگه نمیاد انگار


 

یکی بود که وقتی تو جلسات میگفت

مهندس این درسته

می گفتم چشم شما راست میگید

مهندس این درست نیست

می گفتم چشم  شما راست میگید

میگفت آسیاب بشین

میشستم

آسیاب پا شو

پا میشم

دیگه نیاز نبود بگه

جون باباجون

جون مامان جون

چون حرفش حرف بود

کلامش صدق بود

«وَ مَنْ یُطِعِ اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَاُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ اَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحِینَ وَ حَسُنَ اُولئِکَ رَفِیقاً»؛ (کسى که خداو پیامبر را اطاعت کند همنشین کسانى خواهد بود که خدانعمتش را بر آنها تمام کرده، یعنى پیامبران، صدیقین، شهداء و صالحان، و آنها رفیق هاى خوبى هستند.(آیه 69 سوره نساء)

 ملت دنبال شهداء هستند در حالی که صدیقین مقامشان بالاتر است و حی و حاضر جلوی چشمشون و نمی بینن

ولایتش رو قبول کرده بودم

کجایی اقا بیا

بخدا از بس تمرین ولایت کردم

مردم

خانوادم دارن اذیت میشن

از این حال من

حال خانمم گرفته است

 سه روزه دارم  عزاداری می کنم

بسمه

هیشکی نگفت

خدا صبرت بده

می خام ختمش کنم

از امروز

بخاطر خانومم

گور بابای دنیا

 بزار.... ده بشه تو شرکت

همه برن حالشو ببرن

گور بابای اونومونو

با اون تزش

 

کسانی که در گوشه ای بایستند و شکیبایی کنند در خدمت خدا هستند

ولی به شرط اینکه بیقرارانه شکیبای او باشند. 
کتاب درد جاودانگی

 

آهای  شیطان رجیم

من تسلیم

بیا منو با خودت ببر


منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

 تو از كدوم قصه ای كه خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنیته
تو از كدوم سرزمین تو از كدوم هوایی
كه از قبیله ی من یه آسمون جدایی

اهل هر جا كه باشی قاصد شكفتنی
توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
پاكی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی نه زیادی نه كمی

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستنی هر چی كه هست
تو بخوای من قانعم


 تو فیلم جومونگ

هی میگفت

هدف والا

هدف والا

اصلا

گور بابای هدف والا


 

آخی راحت شدم

خانم منو ببخش 

بخاطر عنترک بازی های من نابود شدی

حقت نیست

معذرت

من قندیم

آقا حشن ژاده

مزرت

 


 

 

تو که نیستی پیشم ، هر چی میگم

به هر کی میگم که با من بمونه میذاره میره از دلِ من

دیوونه میشم ، توویِ خیابون تنها میمونه دستایِ سرد و عاشقِ من

وقتی تو رو ، میبینم و

پَر میکشم توو دستایِ گرمت مثِ قدیما بچه میشم

میخوام با تو باشم ، توو دنیا جایی ندارم به جز دلِ تو اینو میگم

تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی

منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر

قول بده بمونی ، قلبمو بسازش

فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر

تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی

منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر

قول بده بمونی ، قلبمو بسازش

فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر

پیشِ من تو بمون ، پا به پام تو بیا

بذار هر چی میگن بگن

نمیدونن اونا ، که من عاشق شدم ، میخوام با تو باشم

توو دنیا جایی ندارم به جز دلِ تو اینو میگم

تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی

منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر

قول بده بمونی ، قلبمو بسازش

فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر

تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی

منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر

قول بده بمونی ، قلبمو بسازش

فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۱۲/۲۸ساعت 5:55 AM  توسط PJ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من تنها یک چیز میدانم و آن اینکه هیچ نمی دانم (سقراط)

پیوندهای روزانه
وبلاگ دانلود نرم افزار برق+پروژه برق+مقاله برق(سید یونس میری)
دخترم
وبلاگ مسعود عبدی ارشد الکترونیک
وبلاگ نماز
وبلاگ گیاهان دارویی
وبلاگ ارتباط با قرآن
وبلاگ معلم ( پایه اول)
فقط حیدر امیر المومنین است
وبلاگ تزکیه
وبلاگ زهرا کوچولو
وبلاگ ارتباطات و کامپیوتر
وبلاک مقالات و یاداشت های اسلامی و اجتماعی
وبلاگ همه چیز درباره AVR
وبلاک شیعه بوک
وبلاگ کشکول معرفت
گفتارهای حکیمانه
فیزیک و عرفان
معلم الکترونیک
وبلاگ آدرس یک معشوقه تاپ
وبلاگ فکر برتر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر ۱۴۰۱
خرداد ۱۴۰۱
اردیبهشت ۱۴۰۱
فروردین ۱۴۰۱
اسفند ۱۴۰۰
بهمن ۱۴۰۰
دی ۱۴۰۰
آبان ۱۴۰۰
مهر ۱۴۰۰
مرداد ۱۴۰۰
اسفند ۱۳۹۹
بهمن ۱۳۹۹
تیر ۱۳۹۹
اردیبهشت ۱۳۹۹
فروردین ۱۳۹۹
اسفند ۱۳۹۸
بهمن ۱۳۹۸
دی ۱۳۹۸
آذر ۱۳۹۸
آبان ۱۳۹۸
مهر ۱۳۹۸
شهریور ۱۳۹۸
مرداد ۱۳۹۸
تیر ۱۳۹۸
خرداد ۱۳۹۸
اردیبهشت ۱۳۹۸
فروردین ۱۳۹۸
اسفند ۱۳۹۷
بهمن ۱۳۹۷
دی ۱۳۹۷
مرداد ۱۳۹۷
تیر ۱۳۹۷
خرداد ۱۳۹۷
اردیبهشت ۱۳۹۷
فروردین ۱۳۹۷
اسفند ۱۳۹۶
آرشيو
آرشیو موضوعی
آدرس سایت ها کاربردی
سال 80 و حال کذایی
جزوات ، کتب ، پاور پوینت های آموزشی الکترونیک
کتب اخلاقی و مذهبی
قرآن و هدایت خداوند
چمران
شهرزاد
کامپیوتر
لوازم اداری
هدف از خلقت
چرا شیعه ام
دانلود نرم افزار های کاربردی اکترونیک و کامپیوتر
آمار دانلود ها
دانشگاه بعثت
دانشگاه چمران
دانشگاه فاطمه الزهرا
میکرو AVR
میکرو 8051
طراحی الکترونیک
نرم افزار
شرایط پروژه ها
پند ها و حکمت ها
مال و لقمه حرام
رهبری و مدیریت
طنز
توکل
عرفان
هدف از خلقت
عقل
عرف زمانه
نیت
یقین
صبر
رحمانیت خداوند
مرگ
عیادت
راستگوئی
امامت
مصائب و سختی ها
همسر
خوش خلقی
حجاب
دخترم
تقدیر- قضاوقدر- جبرواختیار
الکترونیک و عرفان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM