![]() |
![]() |
|
|
سریال شهرزاد ما هم دارد تمام می شود و همیشه اونی نمیشه که ما میخوایم و اما صبحی داشتم فکر میکردم این بنده خدایی که سالهای سال در قتل این و اون شرکت داشت یعنی همین یارو هاشم دماوندی که به ظاهر خوب و به باطن یک قاتل بود چطور کشته شد. وقتی جومونگ موقتا نقش بهبودی را بازی می کند و یارو هاشم دماوندی را خفت می کند تا انتقام اشک های 20 ساله زنش که سمبل تمام مظلومان است را بگیرد صحنه قتل هاشم دماوندی رقم می خورد.
این آقای هاشم دماوندی نقشه قتلش از آن جایی رقم خورد که قباد دیوان سالار بزرگ خاندان دیوان سالار را تحویل نمیگرفت و چون احساس میکرد که بچه است زیر آبش را هم می زد. بهبودی هم که در جریان بود که خیلی ها می خواهند سر هاشم دماوندی به تنش نباشد و همه موشک پران ها را در آب نمک نگه داشته بود تا به قباد دیوان سالار آسیبی نرسد وقتی دید که هاشم دماوندی بالاخره زیرپای قباد دیوانسالار را خالی کرده و موضوع تمام است. موشک پران ها را فرمان آتش داد و همه دور تا دور میدان شروع به تیر اندازی به هاشم دماوندی کردند این آقای بهبودی همیشه وقتی کسی را میکشد دیدید میشینه گریه هم میکند طفلک وجودش پر از درد است درد پسر زن دوم بودن درد پچگی هایش دل بهبودی برای آقای اصغری خیلی سوخت قرار نبود در این صحنه وجود داشته باشد ولی شانس بد خودش بود که در این صحنه جان داد. دیروز بهبودی به یکی از این موشک پران ها گفت موشک هایی که زدی بده ببینیم چی زدی از چه خرجی استفاده کردی وقتی بهبودی موشک ها را دید دید یا ابالفضل
مثل جنگ سی و سه روزه که سپر موشکی اسراییل کار نکرده بود و موشک های سید حسن اینقدر به وفور ارسال شده اند که کل صحنه با خاک یکسال شده است به این بنده خدا لقب آسد حسن داده شد. بهبودی به آسد حسن گفت چرا ایطو؟ آسد حسن گفت ما داشتیم گوشه ای نون و ماستمان را می خوردیم اینها آمدند اعصاب ما را به هم ریختند بخدا من بیگناهم اینها شروع کردند.
پشت صحنه سریال شهرزاد یک شیر تو شیری شده که نگو و نپرس دیگه سگ صاحبش را نمی شناسد بهبودی سرش را پناه گرفته است فقط میبیند ملت دارند توی تاریکی همدیگر را لقت مال میکنند. اینقدر این صحنه شیر تو شیر شده که هیچکس نمی دونه کی داره کیو میزنه
بعضی ها دیدن آب گل آلود شده و الان فرصت ماهی گیریه پریدن وسط اونها هم دارن کتک می خورن بعضی ها یاد دوستان قدیمی افتادن می خواهند اصغری را زنده کنند بیارن وسط طفلک بهبودی مونده هاج و واج نمی دونه چکار کنه خدایا بهبودی را ببخش بچه زن دوم بوده روزگار سختی داشته القصه بهبودی چند روز کل سناریو را مرور می کند که کجا اشتباه بوده آیا اون روزی که شهرزاد میخواسته قباد دیوان سالار را بکشد و بهبودی مانع شده اشتباه کرده؟ آیا طلاق گرفتن شهرزاد اشتباه بود؟ بهبودی همش توی دلش می گوید خدا بگم چکارت کند شهرزاد که اگر گوش به حرفم کرده بودی و گول اون تحفه را نمی خوردی و از شوهرت جدا نمیشدی الان اینقدر وضع خراب نبود. بهبودی که هدف والایش بهبود مستمر است و در سال 80 و حال کذایی و
قسم یاد کرده که پدر پدرسوخته ها را دربیاورد و یاور مظلومان و نیکان باشد الان بین دو نیک گیر کرده شهرزاد مطلقه اصغری تلف شده از یک طرف بدنبال رجوع کردن شهرزاد است تا برگردد سر خونه و زندگیش و بشینه با شوهر جدیدش زیر یک سقف زندگی خوبی را شروع کنند از یک طرف اصغری راکول کرده برده بیمارستان تا بتونه جانش را از توی این دعوا نجات دهد. بهبودی همش با خودش می گوید بابا اصغری تو دیگه ازکجا سر و کله ات پیدا شد دعا بفرمائید آخر سریال ختم به خیر شود. یا شهرزاد به فرهاد دماوندی پسر و میراث خور هاشم دماوندی برسد
یا اصغری به عشقش دختر و میراث خور هاشم دماوندی برسد
هاشم دماوندی را هم خدا رحمت کند. خدا بهبودی را هم بیامرزد.
خبر خوش برای عاشقان امام زمان بزودی اگر خدا بخواهد همانطور که وعده شده بود تمام مانیکور و پدیکور ها می روند توی قوطی آرایشی سرجایشان
والعاقبه للمتقین |
|
+ نوشته شده در
۱۳۹۷/۰۳/۲۳ساعت 4:42 AM توسط PJ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من تنها یک چیز میدانم و آن اینکه هیچ نمی دانم (سقراط)
|
|
RSS
|