![]() |
![]() |
|
|
کفر چو منی گزاف و آسان نبود محکمتر از ایمان من ایمان نبود در دهر چو من یکی و آن هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود
عمر عزیز خود منما صرف ناکسان
جالب بود اینها را گفتن برخی برای تخریف چه جوک هایی می گویند. دلم از دنیا گرفته شب من مهتاب نداره روز من بی تو عزیزم حتی خورشیدم نداره نگو که باور نداری عاشقم عاشقه خسته نگو که تنهام میذاری با یه دنیای غمو غصه دلم از دنیا گرفته شب من مهتاب نداره روز من بی تو عزیزم حتی خورشیدم نداره میشنوی صدایه قلبم واسه تو میزنه هر بار میشنوی هر نفسم رو واسه تو زنده ام انگار همه ی زندگیه من با تو شد خلاصه ای یار نگو که باور نداری بی تو من میمیرم ای یار
جدا چه دنیای کثیفیه از دیروز دارم به این فکر می کنم ببوسم بزارم کنار باشه مال اونایی که براشون مهمه این همه تلاش برای اصلاح به کجا رسید. قوم اجوج رفتند و تخم قوم مجوج کاشته شد. تا بوده همین بوده ملت قدر عافیت نمی دونن. باید چار تا پدر سوخته بی همه چیز بی ناموس بیاد بالا سرشون بفهمن یک من ماست چقدر کره داره. خودم رو سپردم به باد هر چه باداباد. یک آرامشی دارم که نگو. چقدر این حس حس خوبیه. آخرش به چیزی که می خواستم رسیدم. اون وقتی که شهرزاد می گفت مهندس من تو چهل سالگی سه سال طول کشید و بستمش من هم بالاخره بستمش تو همون سن خدا نصیب همه بکنه.
|
|
+ نوشته شده در
۱۳۹۸/۱۱/۱۵ساعت 10:27 PM توسط PJ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من تنها یک چیز میدانم و آن اینکه هیچ نمی دانم (سقراط)
|
|
RSS
|