![]() |
![]() |
|
|
امروز با تصمیمی که گرفته شد مصداق کامل این جمله است گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری هر چند می دانم نیت های خوب به سرانجام خوب ختم می شود. و نیت های بد به جای بد. زندگی در گذر است و نباید عجله کرد. باید صبر کرد و نتیجه را با گذشت زمان دید. واقعا گیج شدم نمی دانم چرا چنین وارونه تصمیم گیری می شود و لجبازی ها برای چیست. بجای حل معظل گاهی طوری تصمیم گیری می شود تا ترس و وحشت مانع اتفاق شود. غافل از اینکه موضوع حل نمی شود. موضوع بدور از چشم در لایه ای پنهان به زندگیش ادامه می دهد. چون سوسک ها که در روشنایی نیستند و در تاریکی جولان می دهند. اگر در روز در آشپزخانه سوسکی نیست معنی آن این نیست که وجود ندارد باید در تاریکی هم به آن نگاهی انداخت. حال اگر شخصی توی خانه خبر از سوسک داد. با گل گرفتن دهن او سوسک ها تمام نمی شوند. فقط بیشتر زاد و ولد می کنند. و صد البته سلامتی همه را به خطر می اندازند. این نیز بگذرد. خوبی این دنیا به آن است که اگر واحدی درست پاس نشود تا عمر داری یقه آدم را میگیرد تا درست پاسش کنی. به هر طرف رو کنی صاف میاد تو صورتت. مدتهاست از اصلاح خسته و پشیمانم این اتفاق نیز مزید بر علت شد،. اینقدر از همه جا آیه های یاس آمد. وقتی نگاه می کنم می بینم در همه آنها رد پای من هست. هر آنچه که کار شده بود تا بهتر شود. خراب تر شد. یا اون جوکی افتادم که هی میگفت دست نزن بدتر میشه. آخرش نفهمیدم برای بهتر شدن باید تلاش کرد یا نه من که می زنم روی دکمه توکل از نوع 3 میت در نزد غسال هر چه پیش آید خوش آید. بزار ملت پر گاز برند ببینم آخرش چی میشه. سر پیچ ته دره می بینیم همدیگر را. به امید دیدار
چون تیغ بدست آری مردم نتوان کشت |
|
+ نوشته شده در
۱۳۹۸/۱۲/۰۶ساعت 8:28 PM توسط PJ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من تنها یک چیز میدانم و آن اینکه هیچ نمی دانم (سقراط)
|
|
RSS
|