![]() |
![]() |
|
|
خبر دار شدم که عل سل مما قبل از آمدن من به ش کلی تقلا کرده تا در ش بلوا کند تا جلوی مرا بگیرد. شاخام در اومد. آخه چرا؟ خ چیزهایی زشت و زننده ای از این بنده خدا به گوشش خورده بود و همیشه می گفت فلانی مرد کثیفیه تصورم این یود که موضوع احساسی است و حرفهای پشت سر این بنده خدا یک کلاغ و چهل کلاغ است. دیروز متوجه شدم چقدر من به این بنده خدا لطف داشتم و پست الانش را مدیون من است و چقدر جلوی من تعریف و تمجید و چقدر پشت سرم!!!!!!! چند وقتی است که شنیدم یک پرونده ای دارد که او را تو اتاق با........ به قران باورم نمیشد. گفتم اینها تهمت است. هنوزم باورم نمیشه. آخه چرا؟ آخه دیگه به کی میشه اعتماد کرد؟ وای وای خدایا مرا ببخش تعریف کیو کردم خدایا خودت می دونی اینا را نمی دونستم خدایا طوری شده که یک روزی کمک به این آدما از افتخاراتم بود الان شده از جنایت هایم. توبه خدایا ببخش. دیگه دخالت نمی کنم.
|
|
+ نوشته شده در
۱۳۹۸/۱۲/۱۶ساعت 3:8 AM توسط PJ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من تنها یک چیز میدانم و آن اینکه هیچ نمی دانم (سقراط)
|
|
RSS
|