![]() |
![]() |
|
|
چند هفته پیش پیامی به یکی از اساتید خودم زدم مشابه ذیل
جناب استاد اگر بادکنکی هر روز در حال باد شدن باشد آیا باید صبر کنیم تا خودش بترکد یا اینکه ما بزنیم و آن را بترکانیم
پاسخ فرمود بترکانید
و ما هم زدیم و ترکانیدم
زخمی باز شد
این زخم نیاز به نمک داشت
هر چه نمک در نمکدان داشتم بکار گرفتم
نمکهایم تمام شد
فکری شیطانی به ذهنم رسید
دست بردم و نمک دزدیدم
شیرینی هایی را که دوستان به بنده هدیه کرده بودند طعمش برای رفیق ما نمک بود
از این شرینی ها بر زخمش پاشیدم
حواسم نبود که حق ندارم شیرینی دوستان را نمک کنم
برای همین دوستان رنجیدند
از این بابت از همه این دوستان عذرخواهی می نمایم و طلب عفو دارم
بعدا وقتی به خودم آمدم
دیدم برای خنک کردن نفس خودم
برای نمک دار کردن زخم بادکنک
دست به کاری از نوع بد اخلاقی زده ام
خدایا تو نیز مرا ببخش
من که اینکاره نبودم
از دستم ریخت
دوستان مرا ببخشید
اگر بخشیدید نظر یادتان نرود.
حتی اگر فحشی نصیبمان کنید نیز ایراد ندارد حقمان است
|
|
+ نوشته شده در
۱۳۹۹/۰۲/۲۱ساعت 6:55 AM توسط PJ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من تنها یک چیز میدانم و آن اینکه هیچ نمی دانم (سقراط)
|
|
RSS
|